محمد اشرف علوى عاملى
773
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
شده از جهت بيان خوبى و نشاط در جنّت نه غم در نعمت خدا ؛ از جهت آن كه ما مىگوييم در جواب كه : سياق آيه دلالت مىكند بر تقدّم [ الف - 229 ] اين حال ، يعنى وجوه ناظرهء سابق است بر حالت استقرار اهل جنّت در جنّت و اهل نار در نار به دليل قول خداى - تعالى - ( وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ ) يعنى متوقّعند كه كرده شود به انها فعلى كه آن فعل در شدّت و فظاعتش نحوى نمايد مقرّ صاحبش را كه داهيه و بليّه باشد كه بشكند فقرهء ظهر « 1 » آنها را . پس بتحقيق كه در حال استقرا اهل نار در نار ايشان در اين محنتند ، و هرگاه اين حالت سابق بر استقرار در مكان خود باشد خواهد بود اين انتظار نعمت بعد از بشارت به آن باعث سرور و شكفتگى و مستدعى غم نمىگردد همچنين كه انتظار اكرام ملك موجب سرور مىشود اگر چه هنوز وقت حاضر نباشد ، مثل اين كه انتظار عقاب بعد از انذار موجب غم و ترش رويى است . قال : : و تعليق الرّؤية باستقرار المتحرّك لا يدلّ على الامكان . « 2 » اين جواب از وجه ثالث است از براى اشعرى . و تقرير احتجاج ايشان اين است كه حضرت حقّ - سبحانه و تعالى - معلّق ساخت رؤيت را بر استقرار جبل ، و استقرار جبل امر ممكنيست از جهت آن كه هر جسمى سكونش ممكن است ، پس رؤيت ممكن است . و جواب اين است كه : در مضمون آيه كه واقع شده اگر كوه مستقرّ
--> ( 1 ) . يعنى : ستون مهرههاى آنها را ( 2 ) . كشف المراد / 298 : على استقرار